به کرگدن بانو به خاطر آش غیر متقربه و گیجی مادر بزرگ ها بعد از قلیان تنباکوی برازجانی
گفت: " ما آدم ها خودمان را توی متن ها پنهان می کنیم. چه خر تو خری می شود وقتی که توی متن هایی که می خواهیم خودمان را در آن ها پنهان کنیم از متن های دیگری هم بگوییم!"
گفت یا گفتم؟
۱ـ بدو لولا بدو!
نه لولا جان! بایست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلا وقتی که هزار تا احتمال دیگر دارد وقتی که بیشتر می دوی یا کمتر چه فرقی دارد دویدن و ندویدنت. بایست لولا بایست!
۲ - این گذشته ی لعنتی تو...
توی یکی از سریال های آبکی تلویزیون یک جمله ی وحشتناک شنیدم:" باید می دونستم این گذشته ی تو حالا حالاها دست از سرت بر نمی داره". لا مصب آخر فروید و لاکان و میترا کدیور بود. البته تو این سریالای آبکی چیزای دیگه ای هم هست. مثلا چندین سال پیش یکی ازین خاله خان باجی ها:" اگه می خوای عزیز شی یا بمیر یا دور شو!". کلا توی خونه ای که اتاق تنهایی ت مث آشپز خونه ی اپن باشه و صدای تلویزیون همدم همیشه گی اجباری بهتر ست به جای مطالعه تلویزیون دید!
۳- تباه شده؟؟؟؟؟؟؟؟
خانم ژولیت بینوش رو که می شناسین؟ آبی کیشلوفسکی رو بازی کرده(توی جهرم آبی یعنی مادر بزرگ). فرانسویه. این اواخر هم اومده بود ایران. توی فیلم تباه شده ایشون خیلی باحالن. جمله های باحالی هم می گن. کلا اروپایی ها وقتی فروید زنده بود طردش می کردند حالا روی نظریه اش فیلم می سازند. شدم مثل جناب جلال ال احمد توی سفرنامه ی آمریکا!!!!!!!! حال به هم زن و ارباب منش. به هر حال من هم ذهن ایرانیم رفت توی خانه ی کیا رستمی وقتی که بینوش یکی دو هفته ای ایران بود!!!
![]()
۴- خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد
باور کنید این اسم یک نمایش نامه است. در یک پرده ی محشر دو تا بازیگر اصلی فقط با بیان آ فقط آ باید احساسات و فکر هاشان را بگویند. حالا جوری بگویید آ یعنی که بسه سعید بی نیاز!
نه! حال ندارم عکس های پست قبل را شیر کنم. یک استاد دانشگاه می گفت:"بعضی وقت ها استاد فقط به خاطر یک دانشجو می آید سر کلاس". و البته وقتی او نباشد اهمال کاری می چربد به وظیفه شناسی. چرا عکس ها را شیر کنم وقتی تو... گرفتی که؟
به کرگدن بانو به خاطر آش غیر متقربه و گیجی مادر بزرگ ها بعد از قلیان تنباکوی برازجانی
گفت: " ما آدم ها خودمان را توی متن ها پنهان می کنیم. چه خر تو خری می شود وقتی که توی متن هایی که می خواهیم خودمان را در آن ها پنهان کنیم از متن های دیگری هم بگوییم!"
گفت یا گفتم؟
۱ـ بدو لولا بدو!
نه لولا جان! بایست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلا وقتی که هزار تا احتمال دیگر دارد وقتی که بیشتر می دوی یا کمتر چه فرقی دارد دویدن و ندویدنت. بایست لولا بایست!
۲ - این گذشته ی لعنتی تو...
توی یکی از سریال های آبکی تلویزیون یک جمله ی وحشتناک شنیدم:" باید می دونستم این گذشته ی تو حالا حالاها دست از سرت بر نمی داره". لا مصب آخر فروید و لاکان و میترا کدیور بود. البته تو این سریالای آبکی چیزای دیگه ای هم هست. مثلا چندین سال پیش یکی ازین خاله خان باجی ها:" اگه می خوای عزیز شی یا بمیر یا دور شو!". کلا توی خونه ای که اتاق تنهایی ت مث آشپز خونه ی اپن باشه و صدای تلویزیون همدم همیشه گی اجباری بهتر ست به جای مطالعه تلویزیون دید!
۳- تباه شده؟؟؟؟؟؟؟؟
خانم ژولیت بینوش رو که می شناسین؟ آبی کیشلوفسکی رو بازی کرده. فرانسویه. این اواخر هم اومده بود ایران.
میز من وقتی که همریخته است.
به برنج های زیر میز دقت کنید!
می شناسی ش که؟ می دونی که کیا همدم منه؟

وقتی در بالکن می خوابم جهان اینگونه است.

شعر محمد حسن بهرامیان با دست خط انسیه
دور نمای اتاقی که معمولا در آن تنها بود
م. علایقم روی میز ها پخش ست

... و وقتی که روی تختم می خوابم. همه این هدیه ها بالای سرم ند
