تبليغاتX
ناف بر یده از کهکشان بی شیر
 

امروز اوباما از مک کین برده و شده رییس جمهور. دیروز کردان وزیر مزخرف کشور استیضاح و برکنار شده من اما هنوز در فکر کار تو ام. تو که دو هفته پیش خودت را پرت کردی از آن ساختمان لعنتی پایین.

رفیق نبودیم. هم استانی بودی. آشنا بودی. سلام و عیلک داشتیم. دوره کارشناسیمان توی یک دانشگاه می گذشت. لا مصب نگفتی من چه ذوقی کردم وقتی خبر رسید که اعتیاد لعنتیت را گذاشته ای کنار و بست نشسته ای برای فوق خواندن و قبول شده ای آن هم دانشگاه تهران؟ لا مصب! تو که زور خودت را زده بودی. درست که ایبن بی شرف ها مملکت را جوی به گه کشیده اند که توی دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه تهران باید سه روز هفته برگردی شیراز لوله کشی کنی تا خرجت داید. درست که آن قدر وضع مزخرف است که ۴ سال زنت را عقدی نگه داشته بودی و پول نداشتی عروسی بگیری. همه این ها درست اما لا مصب تو که این همه زور زدی و خودت را بالا کشیدی این یک سال هم بار سنگین زنده ماندن را می کشیدی روی دوشت تا درست تمام شود. چه کار کردی لا مصب. چه کار کردی با زنی که چشم امیدش به تو بود؟ چه کردی با خودت؟ چه کار کردی با ما که بغض هنوز هم امانمان نمی دهد... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 21:22  توسط سعید بی نیاز  |