ردیف چنارها را نخل می بینم و
ردیف سپیدارها را نارنج
کسی به جنوبم نمی برد؟
راه که می رویم
تپه های سرزمین مادریم
زیر پیراهنت
با ما قدم می زنند
سر اگر بگذارم روی سینه هات
در هیچ بی راه این شهر غریب نیستم
سر اگر بگذارم
بر تپه های سر زمین مادریم
۳.
ماه
بر دیوار ویران خون
ماه کامل
می تابد
درد نیست
نه درد نیست این
حسرت کودکی نازاده است
که در جان زن
می پیچد
۲.
سر سه راه گوهردشت
گندم زار وسیع افقی آن سوی نرده ها
یک مشت گندم وارونه زیر روسریت
سر سه راه گوهردشت
بر دوراهی محال
ایستاده ام
۳ 